نکته هایی از حکایت سعدی/ بوستان باب هفتم.
به کوشش توان دجله را پیش بست نشاید زبان بد اندیش بست
بوستان سعدی باب هفتم
سعدی در این حکایت زیبا و پند امیز به ما پیام می دهد که اگر ما هر طور تکان بخوریم و هر کاری کنیم افراد بد اندیش و منفی نگر یک ایرادی می گیرند.
اگر کسی پرهیزگاری کند می گویند: همش برای خودنمایی و ریا این کار ها را انجام می دهد. اگر کسی خنده رو باشد می گویند عفیف نیست و ناپرهیزگار است. اگر کسی غنی و ثروتمند باشد می گویند: فرعون زمان است. اگر هم کسی بینوا و تهیدست باشد، نگون بختش می دانند و سرزنش می کنند اگر شخص کامرانی ورشکست شود می گویند: حقش بود. اگر تهیدستی شانسی بیاورد و به سعادتی برسد می گویند: این روزگار دون پرور است. اگر دست به کار شوی و شغل دوم ایجاد کنی و مشغول به کار شوی می گویند حریصی و اگر کار نکنی می گویند گدا صفت است و مفت خوار. اگر شخص پولداری از تجمل دوری کند می گویند بدبخت زر را از خودش دریغ می کند برای دیگران به ارث می گذارد. اگر هم تجمل گرایی کند می گویند مثل زن ها خودش را می آراید. اگر کسی سیر و سیاحت نکند می گویند: بی هنر است. و اگر کسی هم سیر و سیاحت کند می گویند: این بخت برگشته است. اگر بخت برگشته نباشد، چرا از این شهر به آن شهر می رود و سرگردان است؟ و...
در ضمن حکایت نتیجه می گیرد که حرف مردم را نباید اهمیت داد. و به فکر این نباشیم که همه مردم را راضی نگه داریم چون شدنی نیست. مهم رضایت خداوند است. حواسمان باشد هر کاری که می کنیم رضایت خداوند را در نظر بگیریم و به حرف مردم زیاد توجه نکنیم.
https://ganjoor.net/saadi/boostan/bab7/sh28/