ترانه کرمانجی و برگردان به فارسی
خجاو دلمن راوو صدای دلم بلند شد
واخ که جان من تواووو آه که جانم تمام شد
دوست و دشمن و من شاوو دوست و دشمن مرا سرزنش می کنند (در عشق تو)
تو ل کویی از له کومه؟ تو کجایی ؟ من کجا؟
له شو رش ونداوومه در شب سیاه و تاریک گم شده ام
وره وره ظالم وره بیا بیا ای ظالم (معشوق) بیا
***** ***** **********
هوا ساره وچاخونه هوا سرداست و ضمخت و کولاک
هوال ژ دورمن چونه دوستان از دورو برم رفته اند
واچه جوره ومن بونه؟ این چه جورو ستمی است که بر من رفته!
وره وره ظالم وره بیا بیا ای ظالم (معشوق) بیا
******************** *****************
رو وروو تاری داکت روز به پایان آمد و تاریکی همه جارا فراگرفت
خلک چو له ماله خه راکت مردم به خانه هایشان رفتند و خوابیدند
مهره ته و بیرامن کت به یاد مهر تو افتادم/ مهر توبه یادم آمد
تو ل کویی از له کومه؟ تو کجایی ؟ من کجا؟
له شو رش ونداوومه در شب سیاه و تاریک گم شده ام
وره وره ظالم وره بیا بیا ای ظالم (معشوق) بیا
******************** **********************
ل سر چیان ابرا رشه روی جنگل ها ابرهای سیاه هستند
وادلا من کلو دشه دلم مثل ابر سیاه گرفته و دردمند است
بختا منی چما رشه؟ چرا من بخت برگشته ام و سیاه بختم؟
تو ل کویی از له کومه؟ تو کجایی ؟ من کجا؟
له شو رش ونداوومه در شب سیاه و تاریک گم شده ام
وره وره ظالم وره بیا بیا ای ظالم (معشوق) بیا