خواننده سنتی و خواننده پاپ، شعر کهن و شعر نو
شعر کلاسیک یا کهن قوانین و چهار چوب های ویژه ای داشت مثلا: برابر بودن مصراع ها و رعایت قافیه و... به هرحال برای رهایی از این محدودیت ها شعر نو ایجاد شد. و آن هم دسته بندی هایی دارد مثل شعر سپید، شعر نیمایی و...
به هر حال باید قبول کنیم که ناتوانی در رعایت چهار چوب ها موجب ایجاد این نوع ادبیات شد و آثار قابل قبولی هم تولید شده اند.
در مورد خواننده های غیر سنتی هم باید گفت: همین اتفاق افتاده. چون رعایت کردن آداب خوانندگی که دارای بخش های گوناگونی از جمله: درآمد، پیش درآمد، تحریر، آواز، تصنیف و... که در دستگاه های گوناگون اجرا می شوند، کار هرکس نیست و کاریست ویژه کسانی که این استعداد را دارند.
در موسیقی سنتی میبینیم پیش از این که خواننده صدایش درآید، صدای ساز ها شنیده می شود و ذهن را آماده می کند برای شنیدن کلام. در حالی که در خواندن غیر سنتی، می بینیم هنوز آهنگی به گوش نرسیده خواننده شروع می کند به...
اما از آنجایی که خیلی ها خواندن را دوست دارند، به هر طریقی شده دل به دریا می زنند و می خوانند. مثل همه کسانی که شعر را دوست دارند و می خواهند به هر طریقی چیزی بسرایند.
در مورد خواندن به شیوه غیر سنتی، من گمان میکنم به تعداد حنجره های آدم ها خواننده داریم. همه می توانند خواننده باشند همچنان که حرف می زنند. اما فقط کسانی که جسارت بیشتری دارند شروع می کنند به خوانندگی و این یک آسیب است. حتی در رادیو آوا وقتی بعضی از آهنگ ها و شعر ها و ترانه ها را می شنویم می بینیم نه محتوایی دارند و نه، صدایی خوش.
1401/10/12