خیام و انکار معاد؟! این چه حکایت باشد؟!
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده کیست تا به ما گوید باز
پس بر سر این دو راهی آز و نیاز
تا هیچ نمانی که نمیآیی باز
عده ای این گونه رباعی ها را نشان از بی اعتقادی خیام به معاد دانسته اند. در حالی که گمان نمی کنم چنین باشد. این رباعی هم مثل بسیاری از رباعی های خیام به غنیمت شمردن عمر و استفاده درست از فرصت ها اشاره می کند. می گوید: از آن همه افرادی که مرده اند شده کسی دوباره برگردد به دنیا؟ و نتیجه می گیرد پس بر سر دوراهی آز و نیاز قرار مگیر به اندازه نیازت مصرف کن و حریص نباش و مال اندوزی مکن چرا که دوباره به دنیا بر نمی گردی.
مساله برگشتن به دنیا است. نگفته است همین که مردی تمام دیگر دنیایی دیگر و قیامتی نیست بلکه گفته است: دوباره به این دنیا برنمی گردید.
و این عین متن قرآن است. عده ای به خدا روزقیامت التماس می کنند که خدایا ما را به دنیا برگردان تا کار نیک انجام دهیم و پاسخ منفیست.
وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ ﴿۱۲﴾ و اگر تو حال بدکاران را (در قیامت) ببینی که چگونه در حضور خدای خود سر به زیر و ذلیلند (و با آه و ناله حسرت) گویند: پروردگارا، اینک (عذاب تو را) به چشم دیدیم و (سخن رسولانت را) به گوش گرفتیم، پس ما را (به دنیا) باز گردان تا صالح و نیکوکار شویم که اکنون (وعده تو را) به چشم یقین مشاهده کردیم!